Dog Days |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | صفحه اول | یادداشتای کهنه | چت |
That would not happen...
ماهی های توی تنگ تو را صدا میزنند
وتو بی حوصله تر از همیشه
ابِ کثیفشان را
عوض میکنی
و آنها جانِ دوباره میگیرند
و تو
در حسرتِ کسی هستی
که نفس متعفن هر
بازدمت را بدزدد
و با بودنش جانِ دوباره ای در تو بدمد..
اما افسوس
مثلِ همیشه افسوس
دوست من :-)
| لینک | یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ - ...M... |
Look at the sky, the rain comes
آسمان می بارد
تو خیس میشوی واندیشه هایت از همه
ناپاکی ها میشود ..
پـاک
و من زیر چتر چهارخانه قهوه ایم
با حمل این تنٍ فرسوده آنقدر پیاده میروم
تا برسم
به بن بستی که انتظارم را می کشد...
.
.
روی سنگفرش تمام خیابانها که
بنگری
رد پای مرا
خواهی یافت ..
قدم هایی که تا توان دارند
خواهند رفت ..
تا جایی که توان دارند..
| لینک | سهشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩ - ...M... |
Evolution
آمدیم ..
تغییر بدهیم درونمان را ..
نشد !
گفتیم حداقل کمی از نمای بیرونمان را متحول کنیم !
پ.ن: این چند وقته خیلی بهم انتقاد شد ، از دوست و همکلاسی گرفته تا آشنا و غریبه .. نمیدونم شاید واقعا حق داشتن! شاید زیادی سگ شده بودم .. همه حق داشتن و من بی دفاع تر از همیشه !
| لینک | جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩ - ...M... |
My story
دیگر حتــّی
بغض
کردن را هم فراموش کرده امـ ..
میدانم،
درد هایم آنقدر جمع میشوند
تا مثل آکنه های
چرکـی از
زیر
پوستمـ ..
سر باز کنند
آکنه هایی که هیــــــچ
صابونی چرکشان را نخواهد شستـ ..
و هیچـ کس توان ِ دیدنشان را
نخواهد داشت؛
میدانم روزی همه چیز تمامـ خواهد شد
هر چند
فجیع .
٠٢/١١/٨٩
| لینک | دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩ - ...M... |
