Dog Days

ThE WoRds fOr UnSaY

Sprite of living

  

صبح ها ,
چه اتفاقی می افتد
هنگامی که دنیا از آدم ها پر می شود

آن قدر که تو حتی
سرت را از پنجره بیرون نمی کنی ؟

غروب ,
چه اتفاقی می افتد
هنگامی که در جنگل ها

به دندان های تیز درنده ای
خیری می شوی
و به شب فکر نمی کنی
همه دوستان تو رفته اند

و تو را با تنهای هایت رها کرده اند ;

به برادرت نگاه کن که موهایش
بی وقفه رشد می کند ,
و خواهرت
که عاشق شده است

سایه ها را از چشمانت بزدا
قدم بزن
توقف کن ,
و جاده پیش رویت را
از علف های هرز پاک کن ;
سعی کن پاهایت را از زمین جدا کنی
سعی کن وزن تنت را کم کنی
سعی کن
پیش بروی
و پیش بروی
تا به او برسی
نامی که در ذهن من است ..

   + ...M... ; ۱:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()

 


lonely Angel 

انسان هایی می آیند در زندگی ات
وقتی که میخواهند بروند .. ـ
در آخرین لحظه دلت میلرزد

و من در درون گریه میکنم
و میگویم: لعنت به من
که در این دنیای کثیف
هیچ کس وجود ندارد 
که تو را برای خودت بخواهد ./

   + ...M... ; ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()

 


توی این سال جدید دعا می کنم
برای آسمان که آبی باشد
برای باران که ببارد
 برای افتاب که دلگرممان کند
برای زمین که آرام بماند
برای آدم ها که مهــربان باشند
و برای تو که دوستم داشته باشی .. و
خدا به ما نگاه کند .

   + ...M... ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧
comment نظرات ()