Dog Days

ThE WoRds fOr UnSaY

   Sprite of living   

  

صبح ها ,
چه اتفاقی می افتد
هنگامی که دنیا از آدم ها پر می شود

آن قدر که تو حتی
سرت را از پنجره بیرون نمی کنی ؟

غروب ,
چه اتفاقی می افتد
هنگامی که در جنگل ها

به دندان های تیز درنده ای
خیری می شوی
و به شب فکر نمی کنی
همه دوستان تو رفته اند

و تو را با تنهای هایت رها کرده اند ;

به برادرت نگاه کن که موهایش
بی وقفه رشد می کند ,
و خواهرت
که عاشق شده است

سایه ها را از چشمانت بزدا
قدم بزن
توقف کن ,
و جاده پیش رویت را
از علف های هرز پاک کن ;
سعی کن پاهایت را از زمین جدا کنی
سعی کن وزن تنت را کم کنی
سعی کن
پیش بروی
و پیش بروی
تا به او برسی
نامی که در ذهن من است ..

لینک
دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧ - ...M...