پروانه من
در تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است
نه یارای پرواز دارد
نه می تواند بمیرد

دانته

/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اصلا به تو چه؟!

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد. بر دام مانده صیدی، صیاد رفته باشد.

میثم

بیچاره پروانه که صاحبش هم نمی تواند آزادش کند

hafez

ino bayad khondo,mord!!!

مهسا

بههههه.مرجان خانوم[بغل][ماچ][زبان][هورا] بابا چه عجب؟کجایی شما؟ مرجانی جونم تروخدا یه وقت خودتو ناراحت نکنی ها...گور بابای کنکور و دانشگاه.ایشالا که یه جای خوب قبولی قربونت برم[ماچ] بیخیالی سر کن.دلم واست یه ذره شده بود...[ماچ][ماچ][ماچ] فدای شما[بغل][بغل][بغل] [ماچ][ماچ][ماچ]

کنتراست

تو بلاگرها دیدمت . همینجوری کلیک کردم و پام به اینجا باز دشد!

حوت

پروانه ی ذهن منم گرفتار همین عنکبوت شده. از بلاگرا پیدات کردم

حامد (شام مهتاب)

تازه پروانت جایی گیر کرده که ما عمریه گیرکردیم ... ایکاش پروانه قدرت کشتن عنکبوت رو داشت ... اما ...

مرضیه

ولی حامد...عنکبوت فقط به خاطر عشق هست که پروانه را میخورد....نه گرسنگی!پروانه هم عاشق عنکبوته