Surrender

تو میتونی بخاطر بلایی که سرت اومده مث یه حیوون درنده عصبانی باشی میتونی از سرنوشتت متنفر باشی ولی وقتی به اخر خط میرسی مجبوری تسلیم بشی ..


پ.ن: اینو یادم نیست کی و کجا خوندم .. اما حال این چند سال منه .. هنوزم هس

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

سلام سلام مرجان خانومی.خوبی عزیز من؟دلم برات خیلی تنگه آبجی عزیزم. مثه میشه بعد امتحانا تا بخوای یه کم به خودت بیای و یه نفسی بکشی,انتخاب واحده و ترم جدید میاد.البته همونشم قشنگه.یه روزی میاد که به همون روزا هم حسرت میخوریم. نمیدونم تا کی هستی.ولی تا هستی,بیا پیشم آبجی همیشه مهربون و تنهام.بیا و برام از این روزمره گیها بنویس. دوست دارم تا همیشه...[ماچ][قلب][بغل][ماچ]

سنگ صبور

تاسگ نشوی کوچه وبازارنگردی نشوی گرگ بیابان حقیقت[نیشخند] سنگ صبور منتظرتون...[وحشتناک]

مهسا

سلام عزیز دلم.خوبی مرجانی؟ایشالا به سلامتی بری و برگردی.ایشالا این ترمت رو به خوبی سپری کنی.ولی خوب میدونی که چه خوب و چه بد,این نیز بگذرررررررررررررررد. فدات آبجی همیشه تنهام[ماچ][گل]

سپیده

تو رو با یکی دیگه اشتباه گرفته بودم!!! می دونی چیه مرجان من معتقدم که هیچ آخر خطی وجود نداره. چون هربار که فک می کنم الان اوضام خیای بده یه بدتره دیگه پیش میاد و همیشه یه اخر خط دیگه ای هم هست

شکلات فندقی

من ترجیح می دم گرگ مهربان باشم نمی دونم ربطی داره یا نه ولی این قصه رو وقتی کوچولو بودم خیلی دوست داشتم هنوزم دوست دارم [گل]

شکلات فندقی

اگه دلت خواست برات تعریف می کنم خواهر کوچولوی خوب من فکر می کنم هنوزم یه چیزایی ازش یادم مونده باشه [گل]

گل بهار

salam rafigh baba toam ke nisti ke...hamchion gofti goftam alan hezarta up kardi...na baba ma valentinemoon koja bood...az magozasht!!dige pir shodim.delam bara oonmogheha kheyli tang shode.boooooooos

سپیده

هه! آره خیلی داغون تر شدممممممممممممم. اینقدر اتفاقای بد افتاده همه اش که نمی دونم.... رسما از حدودای بهمن سال قبل تا تابستون به گا رفتم. خوشبختانه جمع و جور کردم خودم رو وگرنه نمی دونستم به کجا می رفتم!!! دانشگاه می رم. دانشگاه سوره. معماری داخلی می خونم. همون چیزی که همیشه می خواستم. تو چیکارا می کنی؟؟!؟!