You

تونفهمیدی من چه می گفتم !!
هیچ وقت نفهمیدی ... !!!
و فکر می کنم هیچ زمانی هم نخواهی فهمید ...

تو فقط گوش میدهی ...
گوش میدهی و می شنوی
اما نمی فهمی ...!!
نمی فهمی حرفهای درونم را ...
و نمی فهمی شکستن تمام هستیم را

تو فقط میبینی ...
تو تمام غم های مرا دیدی
و فقط دیدی ...
و مثله همیشه نفهمیدی
که چرا اشک ریختم ...
تو چهره مریضم را دیدی
و فقط دیدی ...
و نفهمیدی زردی صورتم برای چه بود ..!!

تو فقط لمس میکنی ...
و فقط لمس میکنی ...
بی انکه عقده های چرکینم را بفهمی
و فقط بدن مچاله شده ام را در اغوش میگیری
بی انکه بدانی چرا اینگونه شده ام ..!!!
و نپرسیدی چرا ؟!

تو فقط حرف میزنی ...
حرفهایی که هر لحظه نفرتم را بیشتر میکند ... !!
حرفهایی که کاش نمی زدی ...
و حرفهایی که کاش هرگز نمی شنیدم.

خستـــه ام .... !!!! 
به اندازه لحظه لحظه بودنت خسته ام
و فکره اینکه همه چیز دوباره تکرار خواهد شد....
نابودم می کند.

 ۱۳شنبه ٬  مرداد ۱۳۸۶

/ 0 نظر / 8 بازدید